1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 3.67 (6 امتیازها)

مفعول در دستور زبان، یکی از بخش‌های جمله است.

مفعول واژه‌ای است که فعل بر روی آن کاری انجام می دهد.

برای نمونه:

متین بهار را دوست دارد.

علی کتاب را برداشت.

رستم سهراب را کشت.

هر سه واژه ی بهار، کتاب و سهراب مفعول هستند و فعل بر انجام کاری روی آنها دلالت می کند.

مفعول از یک اسم یا گروه اسمی تشکیل شده‌است؛ و معمولاً قبل از حرف اضافه ی «را» می‌آید.


انواع مفعول

مفعول بر دو نوع است: مفعول مستقیم(بی واسطه) و مفعول غیرمستقیم (با واسطه).

مثال: متین گل را به بهار تقدیم کرد.

در جمله ی بالا گل و بهار به‌ترتیب مفعول مستقیم و مفعول غیرمستقیم هستند.


در زبان فارسی برای مشخص‌کردن مفعول مستقیم از دو سؤال «چه کسی را؟» یا «چه چیزی را؟» به علاوه ی فعل جمله استفاده می کنیم و یک جمله ی پرسشی می سازیم، که جواب این پرسش مفعول مستقیم ما است.

مثلاً برای جمله ی قبلی:

چه کسی را تقدیم کرد؟

چه چیزی را تقدیم کرد؟

جواب یکی از این سؤال‌ها همان مفعول مستقیم است. به طور مثال جواب پرسش دوم ( یعنی: چه چیزی را تقدیم کرد؟) که کلمه ی «گل» است، مفعول مستقیم ماست.

البته در بیشتر اوقات، بعد از مفعول مستقیم، حرف اضافه ی «را» قرار دارد و پیدا کردن مفعول مستقیم را آسان تر می کند.


تشخیص مفعول غیرمستقیم، با توجه به اینکه نشانه های آن حرف اضافه ‌ها هستند، بسیار آسان است. کافی است حرف اضافه ای پیدا کنید که بعد از آن یک اسم آمده باشد. آن اسم مسلماً مفعول با واسطه یا غیر مستقیم جمله است.

مثال: متین گل را به بهار با احترام تقدیم کرد.

در جمله ی بالا به دو حرف اضافه ی «به» و «با» توجه کنید: به بهار و با احترام.

از آنجایی که «بهار» اسم است، مفعول بی واسطه جمله است.

همچنین «با احترام» نقشِ گروه قیدی دارد، نمی‌توان واژهٔ احترام را مفعول غیرمستقیم نامید(چون «با احترام» اسم نیست، قید است و بر حالت انجام شدن فعل تاثیر می گذارد).

لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید
  • هیچ نظری یافت نشد